صدرا کیست، چیست و چه آرمانی دارد؟

من، صدرا امامی، معمولا این گونه گوش می‌کنم.

صدرا کیست و چیست؟

فراز اول: شناخت خود

برای بیان ساده کیستی و چیستی صدرا شاید بهتر باشد یک رابطه عاشقانه را مثال بزنم و سوال سختی را مطرح کنم: یک شخص چرا عاشق شخص دیگری می‌شود؟ عاشق داستان ما، عاشق معشوق است چون او، اوست یا عاشق خصوصیات و صفات او می‌شود؟ بررسی عمیق این پرسش، مسئله را نشان می‌دهد: آیا مرزی بین خصوصیات و صفات فرد وجود دارد؟ و اگر دارد این مرز کجاست؟ به بیان دیگر ” او کیست درست است یا او چیست؟ ” با فهم این سوال می‌شود مسئله را راجع به خودمان هم به کار ببریم: ” من کیستم؟ یا چیستم؟ ”

فراز دوم: کیستی

به نظرم باید رفت سراغ اصل مطلب: فرق بین کیستی و چیستی. در نگاه من کیستی انسان بر مستمر بودن وجود او تاکید می‌کند. دقیقا بر لحظه زندگی و زیستن تاکید می‌کند و نشان می‌دهد انسان به طور پیوسته در گذر از لحظه‌ها نو می‌شود. در این تعریف انسان، دارای نقشی سازنده در ساختن خویشتن می‌شود و مسئول آن وجودی می‌شود که می‌سازد.

فراز سوم: چیستی

اما چیستی. فکر می‌کنم برای توصیف چیستی باید بر بودن تاکید کنیم. آن‌چه انسان تا‌ به‌ حال ساخته و پرداخته کرده است. این وجود ساخته و پرداخته در واقع نشان می‌دهد انسان در زمان چه کرده و چه دستاوردی داشته است که ما اکنون آن را تجربه می‌کنیم.

فراز چهارم: فرق میان ” و ” – ” یا “

بگذارید کمی مسئله را باز کنم: مثلا وقتی ما راجع به رنگ حرف می‎زنیم یک سیب( در چشم انسان و فرکانس‌های دریافتی او ) یا قرمز هست یا نیست نمی‌تواند در لحظه هم سیب سفت و ترش و سبز رنگی باشد و هم یک سیب قرمز آبدار؛ اما بعضی از مفاهیم می‌توانند با ” و ” تعریف شوند. یعنی هم‌زمان دو خصوصیات را داشته باشند؛ مثلا سازمانی را بشناسیم که خلاق است ” و ” همین‌طور بهره‌وری بالایی نیز دارد. در مورد بحث ما دقیقا انسان مصداق مورد دوم است: انسان هم کیستی دارد ” و ” هم چیستی.

فراز نهایی: صدرا

اگر تمام این نگاه را قبول کنیم حال باید صدرا را تعریف کنم:

صدرا کیست؟

من یک وجود مسئول در برابر خود برای ساختن و پرداختن خویشتن هستم که می‌خواهد به ماهیت انسانی خود مفهوم ببخشد و همانطور که در آرمان صدرا نوشتم می‌خواهد دنیا را جای بهتری برای زیستن کند.

صدرا چیست؟

چیستی را با این خصوصیات شروع می‌کنم: یک کنجکاو دوست‌دار تغییر که حرفه‌اش معلمی ‌ست و شغلش مشاوره کسب و کار و برای آن‌که شرح مختصری از این ساخته و پرداخته بدهم باید بگویم:

  • فارغ التحصیل مهندسی صنایع از دانشگاه امیرکبیر
  • رتبه ۱ کنکور کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اجرایی
  • دانش‌آموخته مدیریت اجرایی دانشگاه تهران
  • توسعه دهنده کسب و کار
  • متخصص بازاریابی درونگرا
  • مدیر در گام اول تحول فرد


آرمان صدرا

پرده اول: چرا؟

تقریبا از همان دوران نوجوانی که ناخودآگاهی دوران کودکی کم‌کم رخت می‌بندد؛ سوالی ذهن را درگیر می‌کند: ” چرا؟ “. این چرا همان پرسش دوران کودکی‌ست که این‌بار نه فقط از روی کنجکاوی بلکه برای پاسخ به سوالی بزرگتر پرسیده می‌شود:  ”همه‌ی این تلاش‌ها را برای چه انجام می‌دهم؟ ” پرسشی بنیادین که پایه‌گذار تفکر آدمی‌ست. پرسشی که بسیاری از جریان‌های تفکری را ایجاد کرده‌است؛ اما این پرسش روی دیگری نیز دارد: پاسخش آدمی را به یک کشف وامی‌دارد کشفی به درازای عمر؛ کشفی پر از شک و یقین.

پرده دوم: انسان و جهان

در این راه، سوال دیگری نیز پیوسته خودنمایی می‌کند: ” رابطه انسان و جهانش چیست؟ ”

به گمانم در یک دسته بندی ساده چند رویکرد برای رو‌به‌رویی با این سوال پیش می‌آید:

  • سعی به فراموشی این سوال و ادامه روزها
  • باور به ناتوانی انسان در کنش نسبت به دنیا
  • سعی به کشف

من خود سومی را برگزیدم

پرده سوم: دنیا چگونه می‌تواند باشد؟

کشف که شروع می‌شود چه از دنیای درون خود شروع کرده باشی و بعد به بیرون بیایی و چه از دنیای بیرون شروع کرده باشی سرخوردگی یکی از حس‌های همراه می‌شود. تعبیر دنیای رنج را می‌شنوی یا ساده‌تر هر روز اخبار جنگ و قتل را در اخبار می‌بینی؛ اما  راه دیگری نیز هست؛ راهی برای ساختن دنیایی بهتر. راهی که شاید بتوان بهترین توصیفش را در موومان آخر سمفونی نهم بتهوون و شعر چکامه شادی فریدریش شیلر یافت:

” یاران من؛ اینسان – غمین – نسرایید
بگذارید تا نغمه‌ای دیگر ساز کنیم
نغمه‌ای شادی‌افزاتر “

پرده چهارم: باور به انسان

این راه هموار نمی‌شود مگر این که به یک کلمه باور داشته باشیم: ” انسان ” موجودی که تنها وجود معنی‌ساز عالم است. اما باید این باور را غنا بخشید. این باور باید چنان عمیق باشد که انسان مسئولیت این وجود را هم برگزیند؛ باید پذیرفت این دنیا با وجود انسان‌هایی که با خودشناسی و برگزیدن اخلاق به راه خود ادامه می‌دهند می‌تواند بهتر باشد و باور داشت تمام انسان‌ها فارغ از رنگ و نژاد و مذهب می‌توانند این مسئولیت را به خوبی انجام دهند.

پرده آخر: آرمان صدرا

در این کشف، من نیز به انسان و توانایی ساختن دنیایی بهتر باور دارم و معتقدم نمی‌توان به چنین دنیایی دست یافت مگرانسان‌ها با هم همراه شوند، تفاوت‌ها را بپذیرند و عمیقا بخواهند که دنیا را بهتر بسازند. در نهانم، هر لحظه دنیایی را برای کودکانمان تصور می‌کنم که پیوسته بر غنای این وجود می‌افزایند و دستاورد خود را نه داشته‌های گذرا که در یک جمله می‌بینند: انسان – این تنها وجود معنی ساز – شایسته بالیدن است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *